آخرین مطالب ارسالی
Last Posts
آهنگ های ویژه
Best Posts
کاشت مو
بهترین سایت کاشت مو با کمترین قیمت
کلینیک زیبایی
آپلود سلام – دشمن در پی نا امید سازی مردم ایران است/ حضرت معصومه (س)ستون دین و اسوه ولایت هستند

 

در خطبه های عبادی سیاسی نماز جمعه مطرح شد:

دشمن در پی نا امید سازی مردم ایران است/ حضرت معصومه (س)ستون دین و اسوه ولایت هستند

نماینده ولی فقیه در سیستان و بلوچستان و امام جمعه زاهدان گفت: دشمن با فشار روانی بر مردم ما می خواهد در فضاهای مجازی و شبکه‌های ماهواره ای مردم را نا امید کند.

تاریخ انتشار : جمعه ۲۲ تير ۱۳۹۷ ساعت ۱۴:۰۸

آپلود سلام – دشمن در پی نا امید سازی مردم ایران است/ حضرت معصومه (س)ستون دین و اسوه ولایت هستند

دشمن در پی نا امید سازی مردم ایران است/ حضرت معصومه (س)ستون دین و اسوه ولایت هستند

 

به گزارش زاهدنیوز، آیت الله عباسعلی سلیمانی در خطبه های نماز جمعه، افزود: متاسفانه امروز در کنار تحریم، دشمن با فشار روانی بر مردم ما می خواهد در فضاهای مجازی و شبکه‌های ماهواره ای مردم را نا امید کند، آنان می خواهند در بین مردم و نظام شکاف ایجاد کنند.
وی ادامه داد: دشمن می‌خواهد مردم را از نظام ناامید کرده و نشاط و شادابی را از مردمی که هشت سال دفاع مقدس را با دست خالی با پیروزی پشت سر گذاشتند بگیرد، باید بداند که ما در برابر مؤلفه‌های دشمنان یک کشور مقتدریم.
این مسئول تاکید کرد: ما در برابر مؤلفه‌های دشمن یک کشور و یک ایران داریم اصلا ایران را کنار بگذاریم ما یک استان داریم که به آن هند کوچک می گویند.
وی افزود: ما در این کشور نفت و منابع مختلفی داریم و براین اساس، تمام دنیا به ما نیاز دارند، رهبر معظم انقلاب همیشه بر اقتصاد مقاومتی تاکید داشتند اما گوش ندادیم.
آیت الله سلیمانی گفت: امیدواریم مردم درک کنند که برجام بجز یک سیاست و یک کاغذ پاره چیزی نبود، خودمان باید کشور را سازیم و بازارهای داخلی خود را تقویت کنیم.
وی تاکید کرد: دولتی ها موظف هستند برای معیشت رفاه حال مردم تلاش کنند و طبق دستور رهبر معظم انقلاب روسای قوا باید در جلسات هفتگی با رهبرمعظم انقلاب برای مشکل اقتصادی کشور تلاش کنند.
وی با تبریک فرا رسیدن دهه کرامت خاطر نشان کرد: به تعبیر مقام معظم رهبری معظم انقلاب دومین جایگاه متبرک کشور ما شهر قم و جایی که بارگاه ملکوتی حضرت معصومه (س) می باشد.
امام جمعه زاهدان خاطر نشان کرد: حضرت معصومه (س)ستون دین و اسوه ولایت هستند.

شورای نگهبان حساس ترین دستگاه قانونی کشور است
حجت الاسلام و المسلمین یوسف مرادی امام جمعه موقت شهرستان سراوان در خطبه های سیاسی و عبادی این هفته با بیان اینکه پیام ترامپ از سفر به کشورهای مختلف از جمله انگلیس صلح نیست، گفت: پیام سفرهای او جنگ است و این را در سیاست های ضد مهاجری خود از جمله بازداشت کودکان نشان داده است.
وی با اشاره به اینکه عربستان سعودی در میزبانی از ترامپ لقب گاو شیرده را گرفته و چنانچه شعور سیاسی دربین آل سعود باشد به فضاحت این تعابیر پی می برند، اظهار کرد: نتیجه ارتباط عربستان با ترامپ، پیروی کورکورانه از سیاست های اسرائیل در مسلمان کشی است.
امام جمعه موقت شهرستان سراوان با عنوان این مطلب که عربستان قرآن منتشر می کند ولی طرفداران قرآن کریم را در بستر خواب به همراه کودکانشان قتل عام می کند، تصریح کرد: این نتیجه دوستی با کسانیست که قرآن کریم آنها را پر کینه ترین دشمن اسلام نامیده است.
وی با اشاره به سفر مشاور مقام معظم رهبری به روسیه بیان داشت: به یقین این سفر دارای اثار گرانبهای اقتصادی و سیاسی خواهد بود.
حجت الاسلام و المسلمین مرادی با اشاره به اینکه شورای نگهبان به عنوان حساس ترین دستگاه قانونی کشور و مرکز مهم و حیاتی مانع انحراف در حرکت نظام اسلامی شده است، توضیح داد: انعطاف پذیری های صورت گرفته در زمان های مختلف و رسیدگی مجدد صلاحت نامزدهای مختلف و نگاه اصلاح گرایانه در این نهاد ارزشی به خوبی ثابت کرده است که حجمه های صورت گرفته به این دستگاه حیاتی و هدایتگر، عمدتا از سوی معاندین و مخالفین اصل نظام اسلامی می باشد.
وی با بیان اینکه مشابه شورای نگهبان که تضمین کننده اجرای قانون اساسی کشور ماست، در همه نظام های دنیا وجود دارد و ما باید قدردان این نعمت مهم و اساسی باشیم، یادآوری کرد: مسئله قبول قطعنامه ۵۹۸ یکی از پدیده‌های بسیار مهم تاریخ انقلاب اسلامی ایران بود.
امام جمعه شهرستان سراوان ادامه داد: در مقبولیت امام و انقلاب همین بس که مردمی که تا آن زمان با مشت های گره کرده فریاد جنگ جنگ سر می دادند، مطیع محض شدند و خطاب به امام عظیم الشان امت اسلامی گفتند، پیامت را شنیدیم و ما تسلیم پیام تو هستیم.
وی با بیان اینکه حرکت انقلابی مردم در تبعیت از حضرت امام بعد از پذیرش قطعنامه ۵۹۸ مهر تاییدی بر مردمی بودن انقلاب اسلامی ایران است، عنوان کرد: شهر قم به برکت وجود مبارک و ذی جود حرم اهل بیت(علیهم السلام )حضرت معصومه سلام الله علیه، مطلع انقلاب نور و اسلامی ترین حاکمیت دولتی بعد از حکومت معصومین بوده است.
حجت الاسلام و المسلمین مرادی با اشاره به نقش مهم و اساسی آثار گرانبهای اندیشه اسلامی علما و مراجع دینی شهر قم در پیروزی جمهوری اسلامی و هدایتگری آنان اذعان داشت: علمای قم امروزه در کشور ما و دنیای سیاسیون، همانند نور خورشید، غیر قابل انکار است و همه اینها به برکت آستان مقدسه حضرت معصومه سلام الله علیهاست.
وی عنوان کرد: امروزه تلاش های سازمان اوقاف و امور خیریه در زیباسازی و توسعه فضای معنوی بقاع متبرکه امامزادگان شریف، مهمان پذیری و برگزاری کلاس های فرهنگی در این مکان های شریف، علیرغم فرهنگ سازی مفید موجب کمک رسانی به اقتصاد همسایگان این بقاع شریف شده است.
امام جمعه موقت سراوان با بیان اینکه گفت و گو و تعامل سازنده با دنیا، بسیار ضروری و ارزشمند است و هرگز نمی توانیم تحت عنوان تعامل سازنده با دنیا، اعتقادات خودمان مبنی بر نرفتن زیر بار ذلت و منت استکبار را فراموش کنیم، گفت: خداوند تبارک و تعالی رضایت ندارد که کفار بر مسلمین مسلط شوند.

تجهیزات و خدمت رسانی بیمارستان هامون ضعیف است
حجت الاسلام و المسلمین محمود پارسا در خطبه اول نماز جمعه بنجار با توجه به فاصله طبقاتی ایجاد شده در جامعه به بیان احادیث و روایات در مورد گره گشایی از اقشار ضعیف جامعه پرداخت و عنوان کرد: امام صادق (ع) فرمودند که هر مومنی که حاجت نیازمندی را برآورده کند ثواب آزاد کردن هزار بنده و ۲۵ حج را دارد و پیامبر (ص) نیز فرمودند که انسانهای گره گشا در بهشت فرمانروایی میکنند.
وی افزود: همه ما تلاش کنیم در جامعه افرادی که ضروریات زندگی را ندارند به اندازه توان به آنها کمک کنیم.
امام جمعه بنجار در خطبه دوم بعد از سفارش به تقوای الهی، با تبریک میلاد با سعادت کریمه اهل بیت به بیان ویژگیهای ان‌حضرت پرداخت و به دختران توصیه کرد: دختران چنین بانویی را الگوی خود قرار دهند.
خطیب جمعه بنجار به روز بهزیستی و تامین اجتماعی اشاره و تصریح کرد: با توجه به مشکلات و خشکسالی این دو نهاد باید خدمات بهتری به افراد تحت پوشش خود ارائه دهند چرا بیمارستان تامین اجتماعی هامون با این همه تجهیزات و امکانات بیشتر قسمت های ان مثل اتاق عمل و جراحی ان غیر فعال است؟ چرا یه کارگر با تمام مشکلات برای یک عمل ساده به بیمارستان مرکز استان مراجعه کند؟ چرا هزینه پرستاری و نگهداری معلولان از ۶۰ هزار تومان افزایش پیدا نمی کند، پدر یا مادر فرد معلول چقدر مشکلات عصبی و جسمی فرزند معلول را باید تحمل کند؟ آیا این مبلغ ناچیز ارزش پرداخت به خانواده ها را دارد؟
حجت الاسلام پارسا در ادامه از دستگاه قضایی و نیروهای امنیتی و انتظامی بابت دستگیری سارقین احشام و طلا و زور گیران تشکر ویژه کردو ادامه داد: امنیت و اسایش امروز ما مرهون زحمات شبانه روزی این عزیزان است؛ همچنین من بعد هیچ سارق و زورگیری نباید احساس امنیت کند و دستگاه قضایی با چنین افرادی به شدت برخورد کند.
وی با اشاره به گرامیداشت سالروز تاسیس نهاد مقدس شورای نگهبان اذعان کرد: با درایت امام راحل در سال ۵۹ این نهاد ارزشمند با هدف حافظ قانون اسامی و احکام اسلام تاسیس شد و الحمدلله در طول سپری شدن عمر ۴۰ ساله انقلاب دیده بان و چشم تیزبین نظام بوده و با نظارت استصوابی توانسته توطئه های دشمنان را خنثی کرده و ایت الله جنتی خاری در چشم دشمنان داخلی و خارجی نظام است.
امام جمعه بنجار در ادامه ضمن تشکر از نماینده دلسوز مردم در مجلس شورای اسلامی دکتر دهمرده از خدمات و زحمات های وی برای مردم منطقه تقدیر و اضافه کرد: به ویژه در مورد چاه ژرف که نتیجه داد و باقیات الصالحات و صدقه جاریه برای او شد و ان شا الله با این کار مشکل آب شرب و خشکسالی منطقه را با نتیجه کامل و حفر چند چاه دیگر در منطقه حل شود و امیدواریم دیگر مسئولین هم با همت و تلاش جهادی و شبانه روزی برای رفع مشکلات مردم تلاش کنند.

انتهای پیام//

Share/Save/Bookmark

 

 

 ارسال در حدود 4 ساعت قبل  ادامه مطلب »
آلاینده «ازن» هوای تهران در شرایط ناسالم برای گروه‌های حساس

تاریخ انتشار : شنبه ۲۳ تير ۱۳۹۷ ساعت ۱۲:۲۵

 

آلاینده «ازن» هوای تهران در شرایط ناسالم برای گروه‌های حساس

 

بر اساس نتایج پیش‌بینی کیفیت هوا، طی امروز (۲۳ تیر) همراه با وزش باد در برخی ساعات برغلظت ذرات معلق به‌طور نسبی افزوده می‌شود.

Share/Save/Bookmark

آپلود سلام | مدیر واحد مدل‌سازی و پیش‌بینی شرکت کنترل کیفیت هوای تهران ضمن اشاره به ناسالم بودن آلاینده ازن برای گروه‌های حساس طی امروز(۲۳ تیرماه) از افزایش نسبی غلظت ذرات معلق طی فردا (۲۴ تیرماه) خبر داد.

حسین شهبازی با اشاره به اینکه پیش‌بینی‌های انجام شده در شرکت کنترل کیفیت هوا نشان دهنده افزایش میزان ناپایداری جوی طی امروز (۲۳ تیر) است، اظهار کرد: در برخی ساعات وزش باد نسبتا شدید به بزرگی ۵ تا ۸ متر بر ثانیه از سمت نواحی جنوب‌شرقی – جنوبی انتظار می‌رود.

وی ادامه داد: بر اساس نتایج پیش‌بینی کیفیت هوا، طی امروز (۲۳ تیر) همراه با وزش باد در برخی ساعات برغلظت ذرات معلق به‌طور نسبی افزوده می‌شود.

مدیر واحد مدل‌سازی و پیش‌بینی شرکت کنترل کیفیت هوای تهران با بیان اینکه این شرایط جوی طی فردا (۲۴ تیر) کمابیش ادامه دارد، تصریح کرد: بر این اساس انتظار می‌رود وزش باد نسبتا شدید در برخی ساعات فردا افزایش نسبی غلظت ذرات معلق را به دنبال داشته باشد.

به گفته شهبازی همچنین دمای هوای پایتخت طی دو روز آینده روند افزایشی خواهد داشت.

وی در پایان با اشاره به اینکه کیفیت هوای تهران طی ۲۴ ساعت گذشته منتهی به ۸ صبح امروز با میانگین ۷۳ در شرایط سالم قرار داشت، اظهار کرد: کیفیت هوای هم اکنون پایتخت نیز با شاخص میانگین ۷۶ همچنان در شرایط سالم است.

 ارسال در حدود 5 ساعت قبل  ادامه مطلب »
آپلود سلام – خوشبختی هم حدی دارد

آپلود سلام – خوشبختی هم حدی دارد

خوشبختی هم حدی دارد

 

لون فرانک، نوتیلوس — «چقدر خوشبختی، خوشبختی بیش از حد است؟» این پرسش خوبی است، اما من اندکی شگفت‌زده شدم هنگامی که آن را در قالب عنوان مقاله‌ای پژوهشی در نشریه‌ای پزشکی مشاهده کردم.

به‌هرحال، این پرسش مقاله مذکور در سال ۲۰۱۲ بود. این مقاله به‌قلم دو آلمانی و یک آمریکایی نوشته شده بود، و آن‌ها داشتند با این مسئله کلنجار می‌رفتند که چگونه باید با امکان دستکاری احساس خوشبختی و حالات روحی افراد از طریق تحریک مغزی روبرو شد. اگر به سیستم پاداش مغز دسترسی مستقیم داشته باشید و بتوانید احساس سرخوشی را کم یا زیاد کنید، چه کسی تصمیم می‌گیرد که سطح آن چقدر باید باشد؟ پزشکان یا فردی که مغزش در معرض خطر است؟

نویسندگان مقاله این پرسش را بدان دلیل مطرح می‌کنند که یک بیمار می‌خواسته است خودش در این باره تصمیم بگیرد: مردی آلمانی و ۳۳ ساله که سال‌ها از «اختلال وسواس فکری-عملی»۱ شدید و «اختلال اضطراب فراگیر»۲ رنج می‌برد. چند سال قبل، پزشکان الکترودهایی را در بخش مرکزی سیستم پاداش او یعنی «هستۀ آکومبنس»۳ کار گذاشته بودند. تحریک مغزی تأثیر نسبتاً خوبی بر روی نشانه‌های بیماری او بر جای گذاشته بود، اما اکنون زمان تعویض باتری تحریک‌گر۴ فرا رسیده بود. این نیازمند یک عمل جراحی کوچک بود زیرا تحریک‌گر در زیر پوست درست پایین ترقوه کار گذاشته شده بود. برای این کار باید برآمدگی کوچک و گرد محل قرارگیری تحریک‌گر شکافته می‌شد. بیمار به بخش اورژانس بیمارستانی در توبینگن می‌رود تا عملیات درمانی بر روی وی انجام شود. در آنجا از عصب‌شناسی به‌نام ماتیس سینوفزیک خواسته می‌شود تا تحریک‌گر را به‌شیوه‌ای تنظیم کند که پارامترهای آن بهینه باشد. او و بیمار با دقت بر روی این مسئله کار می‌کنند، و سینوفزیک با تنظیم‌هایی از ۱ تا ۵ ولت تحریک‌گر را آزمایش می‌کند. در هر تنظیم، او از بیمار می‌خواهد تا احساس خشنودی، سطح اضطراب و احساس تنش درونی خود را توصیف کند. بیمار بر اساس مقیاسی از ۱ تا ۱۰ پاسخ می‌دهد.

آن‌ها با یک ولت کار را آغاز می‌کنند. چیز خاصی رخ نمی‌دهد. خشنودی یا «سطح خوشبختی» بیمار حدود ۲ است، در حالی که اضطراب او بالا در مقیاس ۸ است. با یک ولت بیشتر، سطح خوشبختی به ۳ می‌رسد، و اضطراب او به ۶ کاهش می‌یابد. این بهتر از قبل است اما هنوز چیز فوق‌العاده‌ای نیست. اما، در ۴ ولت، اوضاع کاملاً متفاوت است. اکنون بیمار احساس خوشبختی بیشینه در مقیاس ۱۰ و فقدان کامل اضطراب را توصیف می‌کند.

او به سینوفزیک می‌گوید، «مانند نشئگی مواد مخدر است»، و ناگهان سراسر چهره‌اش غرق در خنده می‌شود، در حالی که قبل از آن سیمایی اندوهگین دارد. عصب‌شناس ولتاژ را برای آزمایش یک درجه بالاتر می‌برد، اما بیمار در ۵ ولت می‌گوید که احساس او «عالی است اما اندکی بیش از حد است». او آن‌چنان احساس خلسه می‌کند که خارج از کنترل است، به‌نحوی که حس اضطراب او تا ۷ بالا می‌رود.

آن‌ها توافق می‌کنند که تحریک‌گر را بر روی ۳ ولت تنظیم کنند. به نظر می‌رسید که این توافقی مقبول باشد که در آن بیمار هم از لحاظ خوشبختی و هم اضطراب تا حدود زیادی در سطح «عادی» است. در عین حال، این ولتاژی است که باتری ۵ هزار دلاری را خیلی سریع تخلیه نمی‌کند. همه چیز خوب و خوش است.

اما روز بعد، هنگامی که قرار است بیمار مرخص شود، او نزد سینوفزیک می‌رود و از وی می‌پرسد آیا آن‌ها قبل از اینکه او مرخص شود می‌توانند ولتاژ را بالاتر ببرند یا خیر. او احساس خوبی دارد، اما همچنین احساس می‌کند که نیاز دارد در هفته‌های آتی «اندکی شادمان‌تر» باشد.

عصب‌شناس مخالفت می‌کند. او به بیمار توضیح می‌دهد که چرا زندگی در حالت سرخوشی دائم ممکن است زیان‌بار باشد. دلایلی وجود دارد که فرد باید امکان نوسان طبیعی حالت روحی در هر دو جهت مثبت و منفی را فراهم نماید. رویدادهای مثبتی که برای شما پیش می‌آید باید

چرا نباید به بیماران اجازه داد تا حالات روحی خود را طوری تنظیم کنند که با آرزوها و اوضاع آن‌ها متناسب باشد؟

بتوانند به‌صورت مثبت تجربه شوند. بیمار سرانجام رضایت می‌دهد و با حالت میانه مرخص می‌شود و متعهد می‌گردد که برای چک‌آپ‌های منظم مراجعه کند.

سینوفزیک و دو همکارش در مقالۀ خود می‌نویسند: «روشن است که صرفاً بدان دلیل که بیمار می‌خواهد پزشکان مجبور نیستند که پارامترهای تحریک‌گر را فراتر از سطوح درمانی مقرر تنظیم کنند». هر چه باشد، بیماران «تصمیم نمی‌گیرند که چگونه دستگاه تنظیم ضربان قلب تنظیم شود».

این درست است، اما تفاوتی وجود دارد. شمار اندکی از افراد عادی می‌دانند که چگونه ضربان قلب باید تنظیم شود، اما هر کسی دربارۀ خلق و خوی خودش متخصص است. چرا نباید به بیماران اجازه داد تا حالات روحی خود را طوری تنظیم کنند که با آرزوها و اوضاع آن‌ها متناسب باشد؟

بله، سه پژوهشگر فکر می‌کنند که ممکن است سرانجام به آن نقطه برسیم، یعنی زمانی در آینده، مردم صرفاً به‌عنوان روشی برای بهبود وضعیت ذهنی خواستار تحریک عمقی مغز خواهند بود.

آن‌ها تأکید می‌کنند که افزایش سطح خوشبختی بدین شیوه ضرورتاً هیچگونه جنبۀ غیراخلاقی ندارد. مسئله فقدان شواهدی است که نشان دهد این روش برای فرد سودمند است، به‌ویژه در پرتو هزینۀ چشمگیر این روش درمانی. حتی قبل از نیاز به تعویض باتری، که هر سه تا پنج سال باید انجام شود، و تنظیم‌های دوره‌ای، خود سیستم ۲۰ هزار دلار و جراحی و تشریفات بیمارستانی ۵۰ هزار تا ۱۰۰ هزار دلار هزینه دارد.

امروز، ما باید از خودمان بپرسیم که «سطح درمانی خوشبختی» کجا می‌تواند قرار بگیرد و اینکه آیا سطوح بالاتر خطرات و زیان‌هایی به همراه دارد یا خیر.

به نظر می‌رسد که مرد جوان ناشناس با الکترودهای آکومبانس استدلال عصب‌شناس را نپذیرفته باشد زیرا، پس از مدتی کوتاه، دیگر برای چک‌آپ مراجعه نمی‌کند و بدون هیچ نشانه‌ای ناپدید می‌شود. شاید پزشک دیگری یافته باشد که حاضر شده است او را خوشبخت کند.

مسائل مربوط به لذت و آرزو دقیقاً به بنیاد معنای انسان‌بودن در جهان باز می‌گردد. توانایی تحریک مدارهای کارکردی خاصی در مغز به‌طور دقیق و هدفمند پرسش‌هایی بنیادین برای ما به وجود می‌آورد.

خوشبختی چیست؟ زندگی خوب چیست؟

هدونیا۵. چیزی در این واژه نهفته است؛ بر روی زبان می‌غلطد چنان‌که گویی بر روی فرش قرمز راه می‌رود و حسی خوشایند بر جای می‌نهد. شاید هدونیا نام باغ عدن بوده باشد قبل از آنکه مار پیشنهاد بدخواهانۀ خرد و بینش را ارائه کند. و بیش از هر چیز دیگری، هدونیسم به شعاری بدل شده است برای اینکه چگونه باید زیست.

فقدان احساس لذت۶، به‌شیوۀ خود، در پی ظهور بیماری افسردگی، به موضوعی محبوب بدل شده است. طبق مطالعات مختلف، یک‌چهارم از ما در طول زندگی به این بیماری دچار می‌شویم، و فراوانی آن در دنیای صنعتی دارد افزایش می‌یابد. درمان افسردگی هم به ابزار تبلیغ و هم به میدان مبارزه برای تحریک عمقی مغز بدل شده است.

این روش با کارهای هلن میْبرگ عصب‌شناس آمریکایی و آندرس لوزانو جراح کانادایی در حوزۀ روان‌پزشکی با موفقیت همراه شد. در رسانه‌ها غوغایی به پا شد هنگامی که این دو دانشمند در سال ۲۰۰۵ نخستین پژوهش دربارۀ تحریک عمقی مغز برای درمان افسردگی مزمن شدید را منتشر کردند، و باید بدانید که این نوعی از افسردگی است که به هیچ چیز واکنش نشان نمی‌دهد، نه به دارو، نه ترکیبی از دارو و روان‌درمانی، نه شوک الکتریکی. اما ناگهان، شش بیمار وجود داشت که همه از درمان آن‌ها ناامید شده بودند اما بهتر شده بودند.

به یکباره، هلن میبرگ مشهور شد و در همایش‌ها چنین معرفی می‌شد: «زنی که جراحی روانی۷ را احیا کرد». سپس، دیگران هم به این جریان ملحق شدند، و اکنون آن‌ها دارند بر سر این بحث می‌کنند که دقیقاً در کجای مغز بیماران افسرده باید تحریک انجام شود. این صرفاً نوعی بگومگو بین افراد خودخواه نیست بلکه مناقشه‌ای است دربارۀ اینکه افسردگی واقعاً چیست. آیا آن اساساً دردی روانی است یا اینکه ناتوانی در احساس لذت؟

هلن میبرگ می‌گوید: «شغل من در مقام عصب‌شناس این نیست که مردم را خوشبخت کنم»؛ سپس مکث می‌کند و چنین ادامه می‌دهد: «من بیمارانم را از درد رهایی می‌بخشم و با پیشرفت بیماری مقابله می‌کنم. من آن‌ها را از درون حفره بیرون می‌کشم و از منفی ده به صفر می‌رسانم، اما از اینجا به بعد مسئولیت با خودشان است. آن‌ها با زندگی خود و با این پرسش رو به رو می‌شوند: من کیستم؟»

دفتر کار هلن میبرگ در طول

ام‌آرآی‌ها نشان می‌داد که نواحی خاصی از مغز افراد افسرده بیش از حد فعال و نواحی دیگری بیش از حد غیرفعال هستند

لچکی شیشه‌ای یک ساختمان در دانشگاه اِموری قرار دارد. از لحاظ فیزیکی، قیافه‌اش آدم را به یاد پریان می‌اندازد با موهای لخت قهوه‌ای که بر روی لبه‌های عینک بزرگش قرار گرفته است. او کوچک‌اندام و توجه‌برانگیز است. اما به‌محض اینکه شروع به صحبت می‌کند بزرگی او آشکار می‌شود. صدایش بم و عمیق است، و سخنانش چنان در جریانی ملایم بر زبانش جاری می‌شود که گویی برای همیشه در جهات مختلف در پیچ و تاب است.

او می‌گوید: «ما فرضیه‌ای داشتیم، آزمایشی طراحی کردیم، داده‌ها را کنار هم قرار دادیم، و اکنون روشی داریم که برای شمار بسیار زیادی از بیماران کارآمد است». سپس مکث می‌کند و با طنینی آرام‌تر ادامه می‌دهد: «اما برای من، موضوع همواره فهم افسردگی بوده است».

میبرگ تحقیقاتش دربارۀ مکانیسم‌های افسردگی را در دهۀ ۱۹۸۰ آغاز می‌کند، در زمانی که همه چیز در بیوشیمی و پیام‌رسان‌های عصبی خلاصه می‌شد. مغز سوپی شیمیایی بود، و عارضه‌های روانشناختی به مسئلۀ «عدم‌توازن‌های شیمیایی» مربوط می‌شدند. اسکیزوفرنی نوعی عدم‌توازن در سیستم ترشح دوپامین بود، و فرضیۀ سروتونین دربارۀ افسردگی غالب بود. طبق این فرضیه، علت این بیماری توان‌فرسا باید سطوح پایین سروتونین باشد. این فرضیه با این واقعیت پشتیبانی می‌شد که داروهای ضدافسردگی خاصی سطح سروتونین در مغز را افزایش می‌دادند، اما این نظریه با شواهد مستدل دیگری پشتیبانی نمی‌شد.

سپس چیزی رخ می‌دهد که کانون توجه پژوهشگران را تغییر می‌دهد. پیشرفت‌های چشمگیری در تکنیک‌های پویش مغز حاصل می‌شود و این از جمله بدان معناست که می‌توان به فعالیت مغزهای زنده نگاه کرد و رخدادهای درون مغز افراد با شرایط مختلف را مقایسه کرد. میبرگ در طول دهۀ ۱۹۹۰ شروع می‌کند به جستجوی مدارها و شبکه‌هایی که در بروز افسردگی نقش بازی می‌کنند. دیگران نیز در همین جهت پژوهش می‌کردند، و گروه‌های مختلف می‌توانستند اظهار کنند که در دستگاه لیمبیک۸ و همچنین کورتکس پیش‌پیشانی۹ مشکل وجود دارد. یعنی، مناطق عاطفی و شناختی مغز هر دو در افسردگی نقش ایفا می‌کنند. پویش‌های ام‌آرآی از افراد مبتلا به افسردگی نشان داد که در مقایسه با افراد عادی و غیرافسرده نواحی خاصی از مغز بیش از حد فعال هستند در حالی که نواحی دیگری بیش از حد غیرفعال هستند.

سپس میبرگ بر ناحیۀ کوچکی از قشر مخ با نامی نتراشیده تمرکز می‌کند یعنی ناحیۀ سوبگنوالیس۱۰ یا ناحیۀ برودمان ۲۵ ۱۱. این ناحیه اندازۀ بیرونی‌ترین بند انگشت اشاره است و نزدیک ساقۀ مغز تقریباً دقیقاً پشت حدقه‌های چشم قرار دارد. در اینجا، این ناحیه نه‌تنها به دیگر بخش‌های مخ بلکه به نواحی سراسر مغز متصل است، به‌ویژه بخش‌هایی از سیستم پاداش و سیستم لیمبیک. این سیستم مجموعه‌ای از ساختارهای پیرامون تالاموس است که دربرگیرندۀ عناصر مهمی همچون آمیگدال۱۲ و هیپوکامپوس است و اغلب با عنوان «مغز عاطفی» از آن یاد می‌شود. در مجموع آن‌ها مناطقی از مغز هستند که با انگیزه، تجربۀ ترس، توانایی‌های یادگیری و حافظه، لیبیدو، تنظیم خواب، و اشتهای ما درگیر هستند، یعنی هر چیزی که تحت تأثیر قرار می‌گیرد هنگامی که شما به‌طور بالینی افسرده هستید.

میبرگ می‌گوید: «ما دریافتیم که ناحیۀ بیست و پنج در بیماران افسرده کوچک‌تر است»، و می‌افزاید که همچنین به نظر می‌رسید که گویی آن بیش‌فعال است. «به هر حال، ما دریافتیم درمانی که برای افسردگی مؤثر است، فعالیت در ناحیۀ بیست و پنج را نیز کاهش می‌دهد».

در عین حال، این ناحیه‌ای از مغز است که همۀ ما هنگامی که به چیزی غمناک فکر می‌کنیم آن را فعال می‌نماییم، و با افزایش مطالعات این گمان قوی‌تر و قوی‌تر می‌شود که ناحیۀ ۲۵ نوعی «مرکز افسردگی» است. میبرگ متقاعد می‌شود که این نه‌تنها باید کلید فهم افسردگی بلکه همچنین باید کلید درمان کسانی باشد که هیچ راه درمان دیگری ندارند. یعنی، همان هستۀ کوچک و سرسخت از بیمارانی که نه‌تنها به مغاکی تاریک و ژرف افتاده بودند بلکه نمی‌توانستند دوباره از آن بیرون بیایند. این‌ها کسانی بودند که به‌طور مزمن بیمار بودند و هیچ درمانی برای آن‌ها وجود نداشت، نوعی از بیماران افسرده که اغلب کار آن‌ها به خودکشی می‌انجامید؛ این نوع از بیماران بودند که ۵۰ سال قبل در بیمارستان‌های دولتی تلنبار شده بودند.

چه می‌شد اگر میبرگ می‌توانست به

بیماران می‌دانند که من هیچ چیز به آن‌ها نداده‌ام بلکه چیزی را برطرف کرده‌ام که برای آن‌ها مزاحمت ایجاد می‌کرد

ناحیۀ ۲۵ آن‌ها دست پیدا کند!

و او با کمک یک جراح موفق می‌شود این کار را انجام دهد. در آغاز قرن بیست‌ویکم، هنگامی که او وارد دانشگاه تورنتو می‌شود، با یکی از معروف‌ترین دانشمندان این دانشگاه یعنی آندرس لوزانو ملاقات می‌کند. لوزانو نه‌تنها بر روی صدها بیمار مبتلا به پارکینسون تحریک عمقی مغز انجام داده بود بلکه به‌مثابۀ پژوهشگری شناخته می‌شد که مایل بود ریسک کند و مشتاق به اکتشاف قلمروهای جدید بود. میبرگ ایده‌ای رادیکال پیش نهاده بود، و این برای لوزانو بسیار جذاب بود. بنابراین، مسئله تنها جلب همکاری بیماران بود. در طول چند ماه، دو همکار این ایده را اشاعه دادند، سخنرانی‌های بی‌شماری برای روان‌پزشکان شکاک ایراد کردند و سرانجام کم‌کم بیماران به آن‌ها معرفی می‌شدند. یکی از آن‌ها، زنی که قبل از ابتلا به بیماری در شغل پرستاری کار می‌کرد، نخستین کسی بود که برای این پروژه ثبت‌نام می‌کند. او تمام روش‌های درمانی را امتحان کرده بود و توقع نداشت که یک الکترود بتواند چیزی را تغییر دهد. اما چرا نباید آن را آزمود؟

نوبت اتاق عمل برای ۱۳ می ۲۰۰۳ تعیین می‌شود و همه چیز برای آزمون بزرگ فرضیۀ میبرگ و همچنین خودشیفتگی علمی او آماده می‌شود.

او در حالی که دستانش را رو به‌جلو بلند کرده است می‌گوید: «من شکاف بین کنجکاوی خودم و بیمار را احساس می‌کردم. اگر مشکلی پیش می‌آمد، دلیلش آن بود که من از یک جراح خواسته‌ام کاری را بر اساس یک ایده انجام دهد».

اما جراح با کف دست به پشت او می‌زند و می‌گوید که او، یعنی هلن، از هر کسی بر روی زمین دربارۀ افسردگی بیشتر می‌داند. لوزانو خودش هیچ تردیدی نداشت که می‌تواند تحت استانداردهای ایمنی بسیار بالا الکترود را در مغز بیمار کار بگذارد.

او به من می‌گوید: «از خودت بپرس که اگر این خواهرت بود، آیا این کار را انجام می‌دادی؟»

پاسخ میبرگ مثبت است و آن‌ها کار را شروع می‌کنند. عمل جراحی طبق مقررات انجام می‌شود. به بیمار گفته می‌شود که دربارۀ نتیجه توقع خاصی نمی‌رود.

«هیچکس نمی‌دانست چه رخ می‌دهد. بنابراین به بیمار آموزش داده می‌شود تا مطلقاً هر چیزی را که مشاهده می‌کند به من بگوید. چه آن چیز به نظرش مهم برسد چه نرسد».

تیم تحقیقاتی کار را با پایین‌ترین نقطۀ تماس الکترود و ۹ ولت آغاز می‌کنند. هیچ چیز رخ نمی‌دهد. آن‌ها ولتاژ را بالا می‌برند اما باز هم چیزی رخ نمی‌دهد. سپس به سراغ نقطۀ تماس بعدی نیم میلی‌متر بالاتر در بافت مغز می‌روند. اگر چه آن‌ها فقط با ۶ ولت شروع می‌کنند، بیمار ناگهان صحبت می‌کند. او می‌پرسد آیا آن‌ها اکنون دارند کاری بر روی او انجام می‌دهند؟

«چرا چنین فکر می‌کنی؟ به من بگو چه چیزی احساس می‌کنی».

«احساس ناگهانی آرامش بسیار بسیار زیاد».

«منظورت از آرامش چیست؟»

«توصیفش دشوار است، مانند توصیف تفاوت بین لبخند و خنده. ناگهان نوعی سبکبالی احساس کردم. احساس سبکی بیشتری می‌کنم. مانند زمانی که زمستانی طولانی و سرمای کسل‌کننده را پشت سر گذاشته باشید و از خانه بیرون می‌زنید و نخستین جوانه‌ها را می‌بینید و در می‌یابید که بهار سرانجام دارد از راه می‌رسد».

سپس، جریان الکترود قطع می‌شود. و به‌محض اینکه جریان الکتریسیته قطع می‌شود، بیمار گزارش می‌کند که حس زمان بهار ناپدید شده است.

اکنون، سال‌ها بعد، میبرگ آستین کش‌بافش را بالا می‌زند و ساعدش را به من نشان می‌دهد. او هنوز هم هنگامی که دربارۀ آن نخستین آزمایش صحبت می‌کند موی بدنش سیخ می‌شود. و هنگامی که از او دربارۀ احساسش در آن لحظه در اتاق عمل می‌پرسم، او بدون دودلی اذعان می‌کند که نزدیک بوده است اشک از چشمانش جاری شود.

«آن یک لحظۀ ناب بود».

بعدتر، روشن می‌شود که این واکنش منحصر به‌فرد نبوده است، دیگر بیماران نیز همان «سبکبالی» را احساس می‌کنند. از نظر یکی از آن‌ها، گویی ابری از غبار از پیرامونش ناپدید شده است، در حالی که دیگری ناگهان احساس کرده است که رنگ‌ها و نور بیشتری در اتاق وجود دارد. هنگامی که آن‌ها این تأثیر آنی را تجربه می‌کنند، احتمال زیادی وجود دارد که علائم افسردگی آن‌ها در طول چند ماه نخست پس از عمل جراحی کاهش پیدا کند. اما تأثیر پایدار به‌تدریج حاصل می‌شود و هیچ ارتباطی با سرخوشی یا خوشبختی ندارد.

میبرگ می‌گوید: «بیماران می‌دانند که من هیچ چیز به آن‌ها نداده‌ام بلکه چیزی را برطرف

آرزو تمام دیگر سیستم‌ها را به پیش می‌راند و حتی امکان داشتن رفتار باانگیزه و کار برای رسیدن به هدف را فراهم می‌آورد

کرده‌ام که برای آن‌ها مزاحمت ایجاد می‌کرد». او تمثیل‌ها را دوست دارد و این تمثیل را به من می‌گوید. «این مانند آن است که به‌طور همزمان یک پایتان روی پدال گاز باشد و یک پایتان روی ترمز و سپس پایتان را از روی ترمز بردارید. اکنون می‌توانید حرکت کنید».

این هستۀ دیدگاه گروه اِموری دربارۀ افسردگی است. آن‌ها افسردگی را فقدان هیچ چیز مثبتی نظیر لذت و شادی نمی‌دانند بلکه یک فرآیند منفی فعال می‌دانند. آن‌ها همچنین باور ندارند که به‌سادگی می‌توانید به بیمار «تزریق مثبت» داشته باشید. بلکه باید فعالیت منفی دائماً آزاردهنده را برطرف کنید.

هنگامی که مقالۀ دوران‌ساز میبرگ در سال ۲۰۰۵ در نشریۀ نوران۱۳ منتشر می‌شود و او با روزنامه‌های مهم مصاحبه می‌کند، فضای مجازی از نوشته‌های خشمگینانه پر می‌شود. پزشکان از حدود خود تجاوز کرده بودند! این بازگشت لوبوتومی۱۴ بود!

«این تعارض هر بار که علم به مرزی جدید می‌رسد ظهور می‌کند. و به‌محض اینکه تحقیقات با مغز ارتباط پیدا می‌کند، کسانی هستند که از این امر برآشفته می‌شوند که از آن بتوان برای بهبود بیماران استفاده کرد».

این سرنخ من بود. من می‌خواستم بدانم که میبرگ دربارۀ شادی، لذت یا در کل هدونیا چه فکر می‌کند. من می‌دانم که برخی گروه‌های تحقیقاتی افسردگی را با تحریک بخش‌هایی از سیستم پاداش مغز درمان می‌کنند و با «تزریق مثبت»، آن‌چنان که او تا حدودی با تمسخر از آن نام می‌برد. این امر به‌ویژه دربارۀ دو دانشمند از دانشگاه بُن صادق است، توماس شلافر روان‌پزشک و ولکر کونن جراح، که عملاً انبوهی از مطالعاتی منتشر می‌کنند که نتایجی تحسین‌برانگیز گزارش می‌کنند.

نوعی تنش در فضای اتاق ظاهر می‌شود. میبرگ چندین بار تأکید می‌کند که شلافر یک «دوست و همکار» است، اما او همچنین معتقد است که شلافر با او رقابت عجیبی دارد. یعنی گویی شلافر نمی‌تواند این واقعیت را بپذیرد که میبرگ نخستین پژوهشگر در این حوزه است.

«شاید افراد بسیاری وجود داشته باشند که از فقدان احساس لذت رنج می‌برند و شاید نتایج بسیار خوبی از کارگذاشتن الکترود در سیستم پاداششان دریافت کنند. اما اگر کسی درد روانی ندارد، من فکر نمی‌کنم به افسردگی مبتلا باشد. اگر زندگی به‌اندازۀ کافی خوب نیست، تعدیل ناحیۀ ۲۵ هیچ سودی برای شما نخواهد داشت».

میبرگ داستان یک بیمار را برای من بازگو می‌کند. این زن در گذشته مشکل اعتیاد به مشروبات الکلی داشته است، و پس از اینکه الکترودها در مغز او کار گذاشته می‌شود، به خانه می‌رود و منتظر می‌ماند تا الکترودها به او حس مستی و سرخوشی بدهند. او به‌دلیل انتظاراتش کاملاً درمانده می‌شود و میبرگ مجبور می‌شود به او توضیح دهد که نباید منتظر هیچ چیز باشد. عمل جراحی صرفاً این خانم را از واقعیت‌های زندگی‌اش آگاه می‌کند. علائم بیماری‌اش بهبود پیدا می‌کند، اما اگر می‌خواهد با اراده زندگی‌اش را پیش ببرد باید خودش چیزی را جایگزین آن‌ها نماید.

«دستگاه عصبی ما طوری تنظیم شده است که بیشتر بخواهد و از مرزهایی که ما با آن‌ها روبرو می‌شویم فراتر برود. شما فقط یک جفت کفش نمی‌خواهید، درست است؟ من اساساً معتقدم که شما وارد اعماق مغز افراد می‌شوید تا چیزی ناقص را ترمیم کنید، اما تصمیم به تحریک سیستم پاداش مغز به‌طرزی عجیب ساده‌انگارانه به نظر می‌رسد. از هر متخصص اعتیاد بپرسید. شما در نهایت با افرادی سر و کار خواهید داشت که جریان الکتریسیتۀ بیشتر و بیشتری طلب می‌کنند».

من از شلافر دربارۀ سرشت بنیادی افسردگی می‌پرسم. دیدگاه او و کونن دربارۀ ایده‌های هلن میبرگ دربارۀ درد روانی که باید خاموش شود به جای مقابله با فقدان احساس لذت چیست؟

مرد درشت‌اندام آهی می‌کشد، برای لحظه‌ای مکث می‌کند، و با روایت حکایتی از دوران دانشجویی‌اش در دانشگاه جان هاپکینز در بالتیمور به پرسش من پاسخ می‌دهد. در یکی از بازدیدهای بیمارستانی معمول، رئیس سالخوردۀ بخش روان‌پرشکی دانشگاه به او اشاره می‌کند و از او می‌خواهد تا علائم افسردگی را نام ببرد. دانشجوی سوئیسی وظیفه‌شناس سر پا می‌ایستد و شروع می‌کند به بازگویی نه علامت افسردگی کتاب درسی، که در این هنگام پیرمرد سخن او را قطع می‌کند.

«نه، نه، شلافر جوان. فقط یک علامت وجود دارد، و این به لذت مربوط می‌شود. از بیمار بپرسید چه چیزی به او لذت می‌بخشد، و او به شما خواهد گفت: هیچ چیز».

شلافر جوان

هر کسی می‌تواند دستگاه تحریک‌گرش را بردارد و به پزشکی مراجعه کند که حاضر است تا آن را درست همان‌طور تنظیم کند که او می‌خواهد

دربارۀ سخن استادش به فکر فرو می‌رود و در واقع شروع می‌کند به سؤال‌پرسیدن از بیمارانش. او هنوز هم این کار را می‌کند. امروز، او معتقد است که فقدان احساس لذت علامت اصلی افسردگی است در حالی که هر چیز دیگری، از جمله درد روانی، چیزی است که افزون بر آن رخ می‌دهد. افراد مبتلا به افسردگی فقط هنگامی احساس بهبودی می‌کنند که فقدان احساس لذت آن‌ها فروکش می‌کند. و این عجیب نیست، زیرا آرزو و لذت نیروهای محرک و کلید بسیاری از فرآیندهای شناختی ما هستند. به‌تعبیری، آرزو تمام دیگر سیستم‌ها را به پیش می‌راند و حتی امکان داشتن رفتار باانگیزه و کار برای رسیدن به هدف را فراهم می‌آورد.

شلافر با طرز بیان کندش می‌گوید: «من با نگرش هلن به سیستم پاداش آشنا هستم. اما باید تأکید کنم که ما هرگز شاهد شیدایی خفیف۱۵ در بیمارانی نبوده‌ایم که الیاف میانی مغز قدامی۱۶ آن‌ها را تحریک می‌کنیم. اگر بیش از حد تحریک کنیم و جریان الکتریسیته را بیش از حد بالا ببریم، بدترین واکنشی که مشاهده کرده‌ایم این است که بیماران احساس مورمور می‌کنند گویی که بیش از حد قهوه مصرف کرده باشند».

کنجکاوی من با سخنان میبرگ دربارۀ سیستم پاداش و اعتیاد برانگیخته می‌شود. من آثار موجود در این زمینه را بررسی می‌کنم و مقاله‌ای مربوط به سال ۱۹۸۶ پیدا می‌کنم که موردی از وابستگی به تحریک عمقی مغز را توصیف می‌کند. نشریۀ پِین۱۷ به‌اصطلاح تاریخچۀ بیماری زن آمریکایی میانسالی را در بر دارد. برای تسکین درد مزمن تحمل‌ناپذیر، یک الکترود در بخش راست تالاموس او کار گذاشته می‌شود. همچنین به او یک دستگاه خودتحریک‌گر داده می‌شود که هنگامی که درد خیلی بد باشد می‌تواند از آن استفاده کند. او حتی می‌تواند پارامترهای جریان الکتریسیته را تنظیم کند. او به‌سرعت در می‌یابد که این تحریک جنبه‌ای شهوت‌انگیز دارد و مشخص می‌شود که این چیزی واقعاً خوب است هنگامی که او آن را تقریباً تا آخرین توان روشن می‌کند و دکمۀ کوچک دستگاه را دوباره و دوباره پیوسته فشار می‌دهد.

در واقع، این آنقدر احساس خوبی دارد که او تمام دیگر ناراحتی‌ها را نادیده می‌گیرد. او چندین بار بر اثر تحریک بیش از حد به فیبریلاسیون دهلیزی۱۸ دچار می‌شود و در طول دو سال بعد عملاً زندگی او تباه می‌شود. او به شوهر و فرزندانش هیچ علاقه‌ای نشان نمی‌دهد، و او اغلب بهداشت و نیازهای شخصی را نادیده می‌گیرد برای آنکه کل روز را صرف خودتحریکی الکتریکی نماید. سرانجام، خانواده‌اش او را مجبور می‌کند تا به‌دنبال راه چاره بگردد. مسئولین بیمارستان محلی از جمله در می‌یابند که او بر روی انگشتی که از آن همیشه برای تنظیم جریان الکتریسیته استفاده می‌کرده است زخمی التیام‌نیافته دارد.

هنگامی که تحریک عمقی مغز دیگر فقط یک ایدۀ آزمایشگاهی نیست بلکه یک روش درمانی رایج و مورد تأیید است، هر کسی می‌تواند دستگاه تحریک‌گرش را بردارد و به پزشکی مراجعه کند که حاضر است تا آن را درست همان‌طور تنظیم کند که او می‌خواهد. شیدایی خفیف مردود است.


اطلاعات کتابشناختی:

Frank, Lone. The Pleasure Shock: The Rise of Deep Brain Stimulation and Its Forgotten Inventor. Penguin Publishing Group, 2018


پی‌نوشت‌ها:
• این مطلب را لون فرانک نوشته است و در تاریخ ۳ می ۲۰۱۸ با عنوان «Can You Overdose on Happiness» در وب‌سایت نوتیلوس منتشر شده است است. وب‌سایت آپلود سلام در تاریخ ۲۴ تیر ۱۳۹۷ آن را با عنوان «خوشبختی هم حدی دارد!» و با ترجمۀ علی برزگر منتشر کرده است.
•• لون فرانک (Lone Frank) نویسندۀ دو کتاب با عناوین ژنوم زیبای من (My Beautiful Genome) و میدان ذهن (Mindfield) است. او همچنین مجری و از تهیه‌کنندگان چندین مستند تلویزیونی بوده است و اکنون بر روی مستندی بلند دربارۀ سلامتی و تحریک عمقی مغز کار می‌کند. او قبل از روی آوردن به نویسندگی علمی، در رشتۀ عصب‌زیست‌شناسی دکترا گرفته است و در صنعت بیوتکنولوژی آمریکا کار کرده است.
••• این مطلب برشی است از کتاب The Pleasure Shock نوشتۀ لون فرانک.
[۱] obsessive-compulsive disorder
[۲] generalized anxiety syndrome
[۳] the nucleus accumbens
[۴] stimulator
[۵] Hedonia: واژه‌ای یونانی به‌معنای لذت [مترجم].
[۶] anhedonia
[۷] psychosurgery
[۸] limbic system : ساختارهای مغزی زیر مخ و در دو طرف تالاموس [مترجم].
[۹] prefrontal cortex
[۱۰] area subgenualis
[۱۱] Brodmann area ۲۵
[۱۲] Amygdala
[۱۳] Neuron
[۱۴] lobotomy : نوعی عمل جراحی برای درمان اختلالات روانی که در آن قشر پیش‌پیشانی مغز برش داده می‌شد [مترجم].
[۱۵] Hypomania: صورتی خفیف از شیدایی که مشخصۀ آن سرخوشی و بیش‌فعالی است [مترجم].
[۱۶] medial forebrain bundle
[۱۷] Pain
[۱۸] atrial fibrillation: شایع‌ترین نوع اختلال در کارکرد ضربان قلب [مترجم].

 ارسال در حدود 6 ساعت قبل  ادامه مطلب »
تمامی رودخانه‌های استان مرکزی خشک شدند

اسکان نيوز: محمود قدبیگی، معاون حفاظت و بهره‌برداری شرکت آب منطقه‌ای استان مرکزی با اشاره به خشک شدن کلیه رودخانه‌های استان مرکزی به دلیل نبود روا‌ن‌آب‌ها، بیان کرد: در سال گذشته شرکت آب منطقه‌ای با کمک برخی از دستگاه‌های اجرایی اقدام به اجرای پروژه مدیریت یکپارچه حوضه آبریز رودخانه قره‌چای کرد که اثربخشی مناسبی در میزان دبی و جریان پایه رودخانه داشت.

وی با اشاره به تغذیه سفره‌های آب زیرزمینی دشت‌های مجاور رودخانه همچون دشت شازند، شراء و کمیجان گفت: اجرای مدیریت یکپارچه منجر به تغذیه سفره‌ها برای با ۱۳۴ میلیون مترمکعب آب بوده است و پس از هشت سال خشکسالی و نبود آب در رودخانه قره‌چای به شراء رودخانه احیا و دبی پایه رودخانه جریان گرفت.

قدبیگی تصریح کرد: با این اقدام از اواخر ابانماه ۹۶ تا یک ماه قبل رودخانه تا منطقه خنداب دارای جریان آب بود، اما با بازدید صورت گرفته در حال حاضر خشک شده است و به واسطه شرایط کنونی نیز کلیه رودخانه‌های استان مرکزی دچار خشکی شده است.

وی با بیان این‌که متاسفانه دوره خشکسالی‌ها در کشور باعث شده است که طی هفت تا هشت سال اخیر در این فصل آبی در رودخانه‌های استان وجود نداشته باشد، افزود: کمبود‌ بارندگی‌ها در سال گذشته نیز به خشک بودن رودخانه‌های استان نیز کمک کرده است، اما قطعا با ادامه اجرای پروژه مدیریت یکپارچه حوضه آبریز قره‌چای و با مشارکت همه ذینفعال حوضه می‌توان دبی پایه را احیا و سفره‌های آب زیرزمینی را تغذیه کرد.

معاون حفاظت و بهره‌برداری شرکت آب منطقه‌ای استان مرکزی گفت: براساس اعلام مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی طی سه دهه اخیر میزان بارندگی‌ها در کشور ۱۰ درصد کاهش یافته است، اما در این بازه زمانی میزان روان‌آب‌ها ۴۰ درصد افت داشته است که این امر نشان از بهره‌برداری بیش از حد از منابع آب زیرزمینی است.

قدبیگی عنوان کرد: مسلما این میزان برداشت رژیم طبیعی رودخانه‌ها را به هم زده است و سفره‌های آب زیرزمینی که در گذشته باعث زاینده بودن رودخانه‌ها بوده‌اند امروز نمی‌توانند به جریان دبی پایه رودخانه‌ها کمک کنند و این امر مباحث زیست‌محیطی و کاهش بیشتر منابع آب زیرزمینی را به دنبال خواهد داشت.

 ارسال در حدود 8 ساعت قبل  ادامه مطلب »
عوارض مصرف شراب

آیا شراب خوردن واقعا مضر است ؟

salamatmag 1 37 300x150 عوارض مصرف شراب

 

در این مقاله در سلامت مگ به عوارض مصرف شراب می پردازیم ، با ما تا پایان مقاله همراه باشید

 

 

فردی که الکل استفاده میکند به سختی راه خواهد رفت، بریده بریده حرف میزند، و قادر نمی باشد که به سرعت از خود عکس العمل نشان بدهد.الکل پس وارد شدن به بدن، از راه مویرگ های موجود در دیواره معده و روده کوچک به آرامی وارد جریان خون میشود و ظرف مدت چند دقیقه از زمان خوردن، از طریق سیستم گردش خون، به مغز خواهد رسید. در این زمان اثر گذاری الکل بر بدن آغاز میشود و سرعت عملکرد سلول های عصبی بدن کم میشود. و نیز الکل موجود در جریان خون به داخل کبد نیز وارد خواهد شد و در آنجا طی فرایندی تصفیه میشود و به یک ماده غیر سمی تبدیل خواهد شد.

 

در هر نوبت، کبد تنها میتواند به تصفیه کردن میزان خاصی الکل هست و در صورتی که حجم الکل مصرف شده از آن مقدار بیشتر بوده است، تصفیه نشده و به گردش در جریان خون ادامه خواهد داد. مصرف بسیار زیاد الکل، موجب کند شدن فرایند تنفس شده و به علت کمبود و نرسیدن اکسیژن کافی به مغز، می تواند موجب کما و یا حتی مرگ بشود.

 

الکل با اثرگذاری بر عملکرد پیام رسان های شیمیایی مغز (نوروترانسمیترها)، موجب بروز اختلال در عملکرد عادی آن خواهد شد. از جمله اصلی ترین تاثیرات الکل در ساختار شیمیایی مغز، بر هم زدن تعادل بین پیام رسان های “مهار کننده” و “تحریک کننده” بوده است. استفاده کوتاه مدت از الکل موجب افزایش میزان پیام رسان های مهار کننده میشود و تعداد پیام رسان های تحریک کننده را کم میکند؛ در نتیجه سرعت عملکرد بدن کم میشود و فرد رفتارهایی مثل آرام صحبت کردن، و یا تلو تلو خوردن موقع راه رفتن را از خود نشان میدهد که در اصطلاح به آن مست شدن گفته شده است. به طور هماهنگ، الکل میزان لذت در بدن را نیز زیادتر میکند و به فرد احساس رضایت خواهد داد.

 

salamatmag 3 22 300x220 عوارض مصرف شراب

 

در حالی که مصرف الکل ادامه دار باشد و به یک عادت بلند مدت تبدیل بشود، مغز مجبور می شود تا تعدل بین این پیام رسان ها را مجددا برقرار بکند و لذا با کاهش دادن میزان پیام رسان های مهار کننده، پیام رسان های تحریک کننده را افزایش خواهد داد که این کار موجب بروز حالتی خواهد شد که از آن با عنوان “مقاوم شدن بدن” یا “تلورانس” یاد شده است. مقاوم شدن بدن به این معنی هست که برای دستیابی به همان میزان لذت و رضایت قبلی، مقدار خیلی زیادی الکل باید وارد جریان خون بشود. در حالی که نوشیدن الکل به طور مداوم تکرار شود، این مقاوم شدن بدن، موجب پیدایش و توسعه یافتن بیماری اعتیاد به الکل یا “الکلیسم” شده است.

 

الکل در نوع مختلف نوشیدنی ها یافت شده است اما مشروبات الکلی که از آنها با نام اسپیریت یاد شده است، میزان الکل زیادتری نسبت به شراب یا آبجو داشته اند. و نیز اگرچه که چنین به نظر نرسیده است، اما انواع نوشیدنی های تقطیری مخلوط با آب میوه که به آن کوکتل می نامند نیز، میزان الکل بیشتری نسبت به شراب و یا آبجو داشته باشند. به طور اساسی می توان گفت که مشروبات الکلی که با مصرف از فرایند تخمیر تولید خواهد شد مثل شراب، یا آبجو میزان الکلی در حدود ٢ الی ٢٠ درصد، و مشروباتی که به صورت تقطیری تهیه شده است مانند ویسکی یا ودکا حاوی ٤٠ تا ٥٠ درصد الکل بوده است.

 

 

در حالت مصرف الکل چه اتفاقی رخ میدهد

 

روشی که الکل روی هر شخص مصرف‌کننده تأثیر گذاشته است، به عوامل زیادی بستگی خواهد داشت از جمله سن، وزن، جنسیت، وضعیت سلامت، میزان تحمل، انتظارات فرد از اثرات الکل، وضعیت خلق، نحوه سوخت و ساز بدنی و محیطی که در آن الکل مصرف شده است. ترکیب شدن الکل با سایر مواد امکان دارد اثرات این مواد را تشدید بکند و لذا عوارض الکل عوارض نامطلوب آن‌ها را زیاد میکند.

 

salamatmag 2 29 300x200 عوارض مصرف شراب

 

عوارض الکل بیش از آن‌که از مصرف مداوم این ماده تأثیر بگذارد، تحت تأثیر میزان مصرف در هر نوبت قرار داشته است، بدین معنی که شخصی که گهگاهی الکل خورده است، اما حجم الکلی که در هر بار مصرف کرده است زیاد می باشد اغلب از فردی که همان میزان الکل را در نوبت‌های متعدد مصرف می‌کند، آسیب دیده اند.

 

حدود ۱۰ درصد الکل مصرفی از معده و باقی آن از روده کوچک و اندکی نیز ار روده بزرگ، جذب شده اند. الکل به سرعت از این اندام جذب رگ‌های خونی خواهد شد و خود را به بخش‌های مختلف بدن خواهد رساند و بسته به میزان تجمع آن در هر قسمت، موجب کند شدن فعالیت‌های مغز و نخاع خواهد شد. بین ۳۰ تا ۹۰ دقیقه پس از استفاده، غلظت الکل خون بالا خواهد رفت و اوج این غلظت بین ۴۵ تا ۶۰ دقیقه پس از مصرف حاصل خواهد شد که بسته به این‌که با شکم خالی یا همراه با غذا مصرف بشود، متفاوت می باشد. مصرف الکل با شکم خالی جذب را تسریع کرده است. هنگامی که رسیدن به اوج غلطت خونی، و نیز به طول مدتی که ضمن آن الکل مصرف شده است بستگی داشته است. مصرف سریع، رسیدن به اوج غلظت را تسریع، و مصرف تدریجی، زمان آن را طولانی‌تر خواهد کرد. جذب الکل در مورد نوشیدنی‌هایی که غلظت الکل بالاتری داشته است، سریع‌تر صورت گرفته و فرد زودتر به حالت مستی خواهد رسید.

 

 

 چگونه می‌توان تشخیص داد که فردی الکل مصرف کرده هست

 

فردی که الکل مصرف کرده است اصولا خلق بسیار شاد و سرحالی پیدا کرده اند، اما رفتارهای او جوری نیست که از سوی دیگران به‌نظر احمق یا دیوانه به‌نظر رسیده است. حافظه شخص خیلی زود تحت تأثیر قرار میگیرد و قید و بندهای زیادی از رفتارهای او برداشته شده است که امکان دارد در این حالت دست به رفتارهایی زند که باعث به پشیمانی بعدی بگردد و حتی ممکن هست بعداً به خاطر نیاورده باشید که او این رفتار را انجام داده هست. تصمیم‌گیری‌های فرد نیز در این حالت تحت تأثیر میذارد. بعضی افراد در این مواقع دست به معاملاتی زده اند که زندگی آن‌ها را در معرض خطر قرار خواهد گرفت. این افراد امکان دارد خیلی بی‌قرار، پرخاشگر یا تکانشی بشوند. در اثر زیاد مصرف الکل، کنترل فیزیکی از بین می‌رود و فرد تعادلش را از دست میدهد و تکلم بریده بریده و تاری دید پیدا کرده است. از این‌رو احتمال تصادفات رانندگی، درگیری‌های فیزیکی و درگیر شدن در رفتارهای جنسی پرخطر در این افراد بسیار زیاد هست.

نوشته عوارض مصرف شراب اولین بار در سلامت مگ • مجله سلامتی پدیدار شد.

 ارسال در حدود 8 ساعت قبل  ادامه مطلب »
آپلود سلام – دشمنان ضرب شست سپاه را بارها لمس کردند/ مردم برای دفاع از تمامیت ارضی ایران متحد هستند

 

جانشین فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی:

دشمنان ضرب شست سپاه را بارها لمس کردند/ مردم برای دفاع از تمامیت ارضی ایران متحد هستند

جانشین فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی گفت: دشمنان نظام اسلامی بارها ضرب شست سپاه را لمس کرده اند البته در آینده پاسخ ما کوبنده تر خواهد بود.

تاریخ انتشار : شنبه ۲۳ تير ۱۳۹۷ ساعت ۱۴:۱۰

آپلود سلام – دشمنان ضرب شست سپاه را بارها لمس کردند/ مردم برای دفاع از تمامیت ارضی ایران متحد هستند

دشمنان ضرب شست سپاه را بارها لمس کردند/ مردم برای دفاع از تمامیت ارضی ایران متحد هستند

 

به گزارش زاهدنیوز، سردار سلامی در گفت وگو با خبرنگار عصرهامون با بیان اینکه دشمنان باید از سابقه درخشان چهل ساله انقلاب اسلامی عبرت گیرند، اظهار کرد: بدخواهان انقلاب اسلامی که قبلا هم با ایران و اسلام دشمنی داشته و برای اینکه خللی به نظام وارد کنند و مناطق مرزی ایران را به آشوب بکشانند دیگر امروز هیچ آثاری از آنها نیست و فراری در سرزمین های دیگر هستند.
وی گفت: دشمنان امروز ایران اسلامی باید از شکست، ناامیدی و سرافکندگی دشمنان در جنگ هشت ساله و تحمیل اراده بزرگ ملت ایران و همچنین از ضرب شست نیروهای نظامی و انقلابی برافرادی که به دنبال ورود غیرقانونی به خلیج فارس بودند، درس عبرت بگیرند.
جانشین فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی افزود: این سرزمین، سرزمین مردم بزرگی است که مصمم و قاطعانه با هر دشمن هرچند بزرگ برای دفاع از ارزش های انقلاب، استقلال، تمامیت ارضی و منافع حیاتی و ملی دفاع کردند.
وی ادامه داد: این کشور شدیدا آسیب ناپذیر، خطر ناپذیر و شکست ناپذیر است و خواهد بود آن هم به خاطر وجود رهبران بزرگ و ملتی که تبعیت کامل از منویات، اندیشه ها و فرامین رهبری دارند و دارای نیروهای مسلح مقتدر و یک بسیج مردمی است.
سردار سلامی در پایان خاطر نشان کرد: از جمله کسانی که باید این جغرافیا را ترک کنند دشمنان این سرزمین هستند از جمله تکفیری ها که سرنوشت آنها را مردم در عراق و سوریه دیدند؛ این ضرب شستی است که سپاه در دوره های گذشته بر دشمنان وارد کرده و در آینده قوی تر خواهد شد.

انتهای پیام//

Share/Save/Bookmark

 

 

 ارسال در حدود 9 ساعت قبل  ادامه مطلب »
هزینه‌کرد شهرداری در حوزه آسیب‌‌ها شفاف نیست

تاریخ انتشار : شنبه ۲۳ تير ۱۳۹۷ ساعت ۱۲:۳۸

 

هزینه‌کرد شهرداری در حوزه آسیب‌‌ها شفاف نیست

 

در کنار این شفافیت‌ها و چالش‌ها باید تحلیل و استخراج اشتباهات و هدر رفت‌های مالی وجود داشته باشد که در این مورد شهرداری باید از اعضای شورا و نهادهای صنفی کمک بگیرد تا مبارزه با آسیب‌های اجتماعی در جهت رفاه حال شهروندان صورت بگیرد.

Share/Save/Bookmark

آپلود سلام | رئیس کمیته اجتماعی شورای شهر تهران گفت: به جای هزینه‌های نقدی مانند پرداخت یارانه به شهروندان آسیب‌پذیر باید این هزینه‌ها را در بخش‌های عمومی مانند افزایش کیفیت زندگی، آموزش به والدین، بالا بردن سطح آگاهی و … هزینه کرد.
 

الهام فخاری، رئیس کمیته اجتماعی شورای شهر تهران در مورد اینکه چقدر در هزینه‌هایی که شهرداری تهران برای مبارزه با آسیب‌های اجتماعی کرده است ،شفافیت وجود دارد، به شهردارآنلاین گفت: هرچه هزینه‌ در مورد مبارزه با آسیب‌های اجتماعی برای عموم مردم شفاف‌تر باشد، می‌توانیم بگوییم که اولین گام مثبت در این زمینه برداشته شده است. براساس این اطلاع‌رسانی شکاف‌ها و ابهام‌ها و احتمالا خطاها بهتر تشخیص داده می‌شود ولی باید دقت داشته باشیم که در این مورد تنها اطلاع رسانی مفید و موثر نیست.

وی در همین مورد ادامه داد: در کنار این شفافیت‌ها و چالش‌ها باید تحلیل و استخراج اشتباهات و هدر رفت‌های مالی وجود داشته باشد که در این مورد شهرداری باید از اعضای شورا و نهادهای صنفی کمک بگیرد تا مبارزه با آسیب‌های اجتماعی در جهت رفاه حال شهروندان صورت بگیرد.

عضو شورای شهر تهران در پاسخ به این که آیا در طول سال‌های اخیر در مبارزه با آسیب‌های اجتماعی می‌توانیم عملکرد خوبی از شهرداری تهران ببینیم، اضافه کرد: حوزه فرهنگی و اجتماعی جزو حوزه‌های محسوب می‌شود که نمی‌توانیم عملکرد آن را به صورت فیزیکی بررسی کنیم، البته این بدان معنا نیست که در حوزه‌های دیگر خطایی صورت نمی‌گیرد اما به دلیل اینکه در این حوزه خروجی تعامل، کنش‌گری و فعالیت‌های به چشم دیده نمی‌شود، طبیعتا ارزیابی آن هم مشکل و متفاوت است.

فخاری با بیان اینکه شورای شهر پنجم در رسیدگی به آسیب‌های اجتماعی رویکرد خود را در مقایسه با گذشته تغییر داده است، گفت: رویکردی که شورای شهر با همکاری شهروندان برای مبارزه با آسیب‌های اجتماعی در دستور کار قرار داده است با دوره‌های گذشته متفاوت است. در گذشته بیشتر تمرکز بر روی کمک‌رسانی مستقیم به آسیب دیدگان اجتماعی بود و به‌نوعی خدماتی که به توانمندسازی فرد آسیب دیده می‌شد نمی‌توانست او را از چالشی که در آن قرار دارد بیرون بکشد.

وی با انتقاد از کمک‌رسانی مستقیم به شهروندان آسیب دیده ادامه داد: کمک‌های مستقیم و فردی مانند پرداخت یارانه تاکنون نتوانسته نتایج خوبی به همراه داشته باشد زیرا بسیاری از مردم ما مهارت به کارگیری سرمایه را ندارند. چه بهتر بود که بخش پرداخت یارانه‌ای را در قالب بهبود کیفیت نهادهای عمومی و دسترسی به فضاهای عمومی مانند ورزشی، بهداشتی، فرهنگی، بالابردن دانش والدین، بالا بردن کیفیت سطح زندگی، غنی کردن فرهنگ مناطق آسیب دیده و … هزینه می‌کردیم این بدان معنا نیست که تاکنون کار زیرساختی انجام نشده است ولی آنچنان که باید خروجی مثبتی نداشته است.

رئیس کمیته اجتماعی شورای شهر تهران ادامه داد: به‌جای پرداخت پول مستقیم که تاکنون آیینی و نمایشی بود، بهتر است مردم آسیب دیده را به سمت توان افزایی و بهبود و بالا بردن مهارت‌های زندگی  هدایت کرد. در این خصوص شهروندان هم باید همکاری‌های لازم را انجام دهند. ما تلاش می‌کنیم در آینده نزدیک سطح امید را در بین مردم، با تقدیر از افرادی که در بدترین شرایط زندگی به موفقیت رسیده‌اند، بالا ببریم.

   

کلمات کليدی: الهام فخاری، شورای شهر تهران

 ارسال در حدود 10 ساعت قبل  ادامه مطلب »
سازمان میراث فرهنگی به ابهامات مدارک تحصیلی و استخدامی معاونش پاسخ دهد

اسکان نيوز: چند روز پیش از آن که حکم «پویا محمودیان» معاون صنایع دستی رسما اعلام شود در فضای مجازی موضوعاتی حول محور مدارک تحصیلی و استخدامی محمودیان منتشر شد که شاید به دلیل هم‌زمانی با ابلاغ حکم چندان مورد توجه مسوولان ذی ربط قرار نگرفت.

اکنون اسنادی به دست خبرنگار چمدان رسیده است که این موضوع را از چند جهت قابل امل می‌کند:

الف) ارزشیابی مدرک کارشناسی ارشد

محمودیان  در یك دوره آموزشی با عنوان MBA كه در دانشگاه شریف برگزار شده شركت کرد. این دوره آموزشی ظاهرا طی یك قرارداد مشترك فی مابین دانشگاه شریف با دانشگاه رویال رودز كانادا به صورت غیرحضوری (الکترونیکی) برگزار شده و از تاریخ ۲۰۰۲ (سال ۸۱) تا ۲۰۰۹ (سال ۸۸) ادامه داشته است.

شورای ارزشیابی مدارک تحصیلی خارجی به امضای مجتبی صدیقی معاون وزیر علوم در تاریخ ۲۷ خرداد ۱۳۹۶ تایید کرده که پویا محمودیان متولد ۱۳۴۷ دانش آموخته این دوره مورخ ۲۰۰۹/۶/۱۹ (۱۳۸۸/۳/۲۹) بوده که در جلسه مورخ ۹۶/۲/۲۷ کارشناسی ارشد مدیریت MBA او مورد ارزشیابی قرار گرفته و به تأیید رسیده است.

درباره ارزشیابی مدارک تحصیلی ضوابط و مقررات ارزشیابی مدارک دانش آموختگان در کشورهای خارجی به دو بخش تبدیل می شود یکی آنهایی که شروع دوره تحصیلی آنها پیش از اول ژانویه ۲۰۰۹ ( دی ماه ۸۷) بوده است و دیگری کسانی که پس از این تاریخ تحصیل کرده اند. و البته دوره هایی که مشترک بین دانشگاه های داخل و خارج برگزار می‌شود.

در بخش ارزشیابی مدارک تحصیلی خارجی صادره ناشی از برگزاری دوره‏‌های مشترک دانشگاه‌های داخل و خارج از کشور آمده است: ارزشیابی مدرک تحصیلی خارجی ناشی از برگزاری دوره‏‌های مشترک (دوره‌هایی که با همکاری یک دانشگاه‏ خارجی و یک دانشگاه داخل کشور تشکیل می ‏گردد) منوط به تأمین شرایط ذیل خواهد بود.

۱ـ دارا بودن مجوز ایجاد دوره از سوی دفتر گسترش آموزش‌‏عالی و رعایت ضوابط اعلام شده توسط آن دفتر

۲ـ رعایت کلیه ضوابط و مقررات این اداره کل دانش‏‌آموختگان

۳ـ قرارداشتن نام دانشگاه خارجی در لیست اسامی دانشگاه‏‌های مورد تأیید اداره کل دانش‏‌آموختگان

۴ـ تایید مدرک نهائی توسط دانشگاه طرف ایرانی یا دانشگاه ثالثی که با موافقت شورای گسترش به عنوان ناظر تعیین می‌شود. در مورد دوره‌‏هایی که مدرک به صورت مشترک توسط هر دو دانشگاه داخلی و خارجی صادر می‌شود، به دلیل صدور مدرک توسط دانشگاه داخلی و عدم ارزشیابی مدرک خارجی، تأمین این بند موضوعیت ندارد.

در بخش مشمولان که شروع دوره تحصیلی آن‌ها پیش از اول ژانویه ۲۰۰۹ ( دی ماه ۸۷) بوده است، آمده است:

ماده ۳: ارزشيابي مدارک تحصيلي خارجی تحت سه عنوان «حضوري»، «نيمه حضوري» و «غيرحضوري» انجام می‌شود. درج عبارات «نيمه حضوری» يا «غيرحضوری» در ارزشنامه‌های مربوط ضروری است.

ماده ۴: اعتبار علمی موسسات (و نيز شعب آنان در ساير کشورها) بر مبنا نظر «مرجع قانونی ذی‌ربط» در کشور (هایی) متبوع و نظر کارشناسی اداره کل امور دانش آموختگان تعيين می‌شود.

ماده ۵ بخش: ۵-۲- مدارک تحصيلي خارجي در سطح کارشناسي ارشد يا دکترا از موسسات معتبر که مستقيما و بدون اخذ مدارک تحصيلی قبلی اخذ شده‌اند بر اساس نظر مدير کل امــور دانش آموختگان، کميسيون و يا شورای ارزشيابی و با توجه به نظام آموزشی متعارف در موسسه محل تحصيل، فاصله زمانی شروع به تحصيل تا فراغت از تحصيل و درصورت لزوم با ارزيابي توانمندی‌های علمی، پژوهشی وحرفه‌ای قابل ارزشيابی خواهندبود.

حال این پرسش مطرح می‌شود که مدرک محمودیان مشمول چه زمانی می‌شود پیش از دی ماه ۸۷ یا پس از آن؟ در صورتی که این مدرک مشمول پس از دی ماه ۸۷ شود چند نکته مطرح می‌شود از جمله این كه مطابق بندهای ذیل از آیین نامه «ضوابط و مقررات عمومی در ارزشیابی مدارك دانشگاه‌های خارج از كشور به روز شده در تاریخ: ۱۱/۹/۱۳۹۱ و بار دیگر در سال ۹۴» آمده است:

ماده ۴ـ شرایط عمومی ارزشیابی:

بند ۲) مدارک تحصیلی در دوره‌های حضوری برای کلیه مقاطع تحصیلی و نیمه حضوری صرفا در مقطع دکترا با رعایت سایر ضوابط و مقررات امکان‌پذیر است.

بند ۳) مدارک تحصیلی کلیه مقاطع غیرحضوری صادره توسط دانشگاه‌های خارج از کشور به هیچ عنوان قابل بررسی و ارزشیابی نیست.

بند ۷) مدارک تحصیلی دانش‌آموختگانی که صرفا دارای ارزش استخدامی یا معادل بوده حتی اگر در یکی از موسسات معتبر ادامه تحصیل داده و مدرک بالاتر اخذ کرده باشند، غیرقابل بررسی و ارزشیابی است.

البته بندهای بعدی ارزشیابی مدارك دكتری اخذ شده از دانشگاه‌های خارج از كشور را با شروط بسیار سخت‌تری قابل ارزشیابی می‌داند.

در این بین اگر این مدرک متعلق به دوره پس از ژانویه ۲۰۰۹ باشد پرسش هایی هم به میان می‌آید از جمله این که:

۱) اگر این دوره به صورت الکترونیکی برگزار شده و مشمول گذراندن دوره به صورت غیرحضوری بوده چگونه این مدرک ارزشیابی شده است؟ و چرا  وزارت علوم در ارزشیابی به (شرط صحت تشكیل كمیته ارزشیابی در آن تاریخ و این موضوع) به آیین نامه مصوب توجه نكرده است؟ دوم آن که آیا همه دانش آموختگان این دوره مشمول چنین ارزشیابی می‌شوند؟ و سوم اگر این ارزشیابی شامل حال این دوره و این افراد شده آیا سایر دانش‌آموختگان غیرحضوری هم مشمول چنین نفعی خواهند شد؟

۲) آیا دانشگاه شریف قبل از برگزاری این دوره‌ها، موافقت وزارت علوم را مطابق با مصوبه شماره ….٢٧- مورخ ٤/٤/١٣٦٤ مبنی بر تنظیم اساسنامه و آیین نامه نحوه برگزاری دوره و شرایط برگزاری دوره‌های كارشناسی ارشد با این شیوه را داشته است یا خیر؟ تا بعدا  چنین مداركی قابلیت ارزشیابی داشته باشد؟

ضمن این‌كه همانطور كه گفته شد، اگر تمام این موارد رعایت شده باشد آیین‌نامه فوق‌الذكر وزارت علوم ارزشیابی مدارك تحصیلی ارشد غیرحضوری را ممنوع اعلام کرده است پس چگونه می‌شود كه با وجود این ممنوعیت، سازمان میراث فرهنگی در تاریخ ١٣٩٥-١٣٩٤ با درخواست اداره كل توسعه منابع انسانی با دو فقره مكاتبه با وزارت علوم تایید مدرك  محمودیان را درخواست می‌کند.

۳) همچنین مطابق با مصوبه جلسه شماره ٣٥٨ مورخ ۱۳۷۷/۹/۳ شورای انقلاب فرهنگی، اعطا مدرك معادل توسط دانشگاه‌ها و مراكز آموزش عالی ممنوع اعلام شده است.

 

ب)حقوق و مزایا

از سویی در حالی ارزشیابی مدرک محمودیان در سال ۹۶ به سرانجام رسیده و او دارای مدرک کارشناسی ارشد شناخته شده که از سال ۸۸ در برگه‌های استخدامی، مدرک تحصیلی او فوق لیسانس ذکر شده است. حال این پرسش مطرح است که در این صورت آیا او از سال ۸۸ مشمول حقوق و مزایای مدرک تحصیلی کارشناسی ارشد شده در این صورت آیا مراجع ذی‌ربط پیگیر این قضیه خواهند بود که در صورت دریافت حقوق و مزایای کارشناسی ارشد و نه کارشناسی این مبالغ باید به بیت المال برگشت داده شود؟ از سویی یادآوری این نکته ضروری است که در دستگاه‌های دولتی تنها یکبار حق ارائه مدرک بالاتر وجود دارد بنابراین محمودیان تا آخر عمر کاری خویش تنها از خرداد ۹۶ می‌تواند از مزایای کارشناسی ارشد خود بهره‌مند شود و چنانچه مدارج تحصیلی بالاتر را بگذراند تأثیری بر این مزایا نخواهد داشت.

اما پرسش دیگری که مطرح است این که او از سال ۹۲ در پست مدیر کلی نشسته و در اسناد مدرک او کارشناسی ارشد ذکر شده آن هم در حالی که ارزشیابی مدرک سال ۹۶ انجام شده در این صورت چگونه در تمامی این سال‌ها در مسند پست مدیر کلی نشسته است و به تبع آن آیا از مزایای و امکانات این پست استفاده کرده است؟

در صورت تحصیل مزایا و حقوق بیشتر آیا بنابر قانون ارتقای سلامت اداری ۱۳۹۰/۸/۷ ابلاغی مجمع تشخيص مصلحت نظام به رئيس جمهور، آیا این موضوع برای مدير كل صادرات بين سالهای ٩١ -٩٢ تا مردادماه ٩٦  پیگیری خواهد شد؟

چگونه است كه خانم محموديان از سال ٩٢ در جايگاه مدير كل صادرات با عنوان خانم دكتر نشسته‌اند (در رسانه‌ها و سطوح سازمان اعلام شده که او با تحصيلات دكترا از «بردو فرانسه» را دارا است) در حالی كه كارشناسی ارشد هم ارزشیابی نشده بود و در شرح شغل سال ٩٥ او هم، كارشناس امور فرهنگی دفتر توسعه و ترويج لحاظ شده است.

یادآوری این نکته ضروری است با توجه به آرا شماره ١٩٨مورخ ٢٦/٣/۱۳۸۷ هیأت عمومی دیوان عدالت اداری، صرفا اخذ مدرك تحصیلی بالاتر در طول خدمت برای تغییر پست سازمانی کافی نیست.

ب) سن

مورد بعدی سن محمودیان است که در مدرک تحصیلی او متولد سال ۴۷ قید شده اما در مدارک استخدامی سازمان میراث فرهنگی سال تولد ۵۲ ذکر شده است و در طول این سال‌ها اشکال فوق از سوی دفتر مدیریت توسعه منابع انسانی و رفاه و شخص او بر طرف نشده است؟! به این ترتیب به نظر می‌رسد محمودیان در سن ٣٤ سالگی (متولد ۱۳۴۷) و در سال ٨١ و ٨٢ به صورت قرارداد پروژه‌ای با سازمان میراث شروع به‌كار كرد و قراداد معين او از سال ٨٥ شروع شده است.

د) منتقدان

اکنون این پرسش مطرح است چگونه اين همه تناقض در يك پرونده پرسنلی برای يك فرد مورد بررسی قرار نگرفته و ديده نشده است. هر چند اگر اشتباهاتی هم صورت گرفته باشد، این اقدامات مربوط به دوره ریاست علی اصغر مونسان و تیم همراه او نیست و هنگام زدن حکم هم او نمی‌توانسته در جریان جزئیات این ماجرا قرار داشته باشد کما این که اسناد پس از گرفتن حکم معاونت در اختیار رسانه قرار گرفته است اما این گلایه متوجه مشاوران حوزه ریاست و معاونت توسعه و مديريت سازمان هست که چرا در بررسی این پرونده دقت عمل لازم اعمال نشده است.

از سویی این حق برای دست‌اندرکاران حوزه صنایع دستی متصور است تا سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری، همچنین دستگاه‌های نظارتی و بازرسی به این موضوع رسیدگی کنند و اطلاعات شفافی را در اختیار افکار عمومی بگذارند؟

از دیگر سو حتی اگر محمودیان در طول این سال‌ها کارنامه‌ قابل دفاعی داشته باشد که البته در این زمینه فقط کارشناسان می‌توانند نظر بدهند، اکنون با جمعی از مخالفان روبه رو است که امید داشتند با رفتن بهمن نامور مطلق چهره‌ای جدید بر مسند معاونت بنشیند و طرحی نو دراندازد نه آن که مدیر کل او که به تبع افکاری نزدیک به او داشته بار دیگر چند صباحی بر این کرسی بنشیند. حال به نظر می‌رسد با سیل این انتقادات محمودیان هم برای حل مشکلاتش راحت‌ترین گزینه یعنی حذف را برگزیده تا پس از آن به مدیریت حوزه صنایع دستی بپردازد. امری که در دراز مدت نه به نفع او و نه به سود صنایع دستی خواهد بود.

این حق منتقدان است که در صورت وجود تخلف نخست به آن رسیدگی شود و دوم آن که این حق تمامی افراد مرتبط با حوزه صنایع دستی است که معاونت درصدد رفع اشکالات آن برآید و خود را ملزم به آن کند.

شاید وقت آن رسیده باشد که محمودیان برای ادامه راه دشوار خود با طیف‌های مختلف من جمله منتقدانش جلساتی را برگزار کند و با خرد جمعی سکان صنایع دستی را هدایت کند!

درباره سئوالات مبهمی که در این گزارش مطرح شده از سوی وزارت علوم یا سازمان میراث فرهنگی می‌تواند شفاف۲سازی صورت گیرد و چمدان نیز آمادگی انتشار نظرات محمودیان، سازمان میراث فرهنگی و وزارت علوم را دارد.

 

 ارسال در حدود 11 ساعت قبل  ادامه مطلب »
آپلود سلام – عدم مدیریت صحیح، مهم ترین معضل کمبود آب و برق

 

عدم مدیریت صحیح، مهم ترین معضل کمبود آب و برق

مهم‌ترین معضلات مربوط به بحران کم آبی و بی برقی در کشور به نبود مدیریت صحیح برمی گردد به گونه ای که قطع برق ناشی از کمبود تولید نیست و بحران آب هم به عدم مدیریت صحیح مربوط می شود.

تاریخ انتشار : يکشنبه ۲۴ تير ۱۳۹۷ ساعت ۱۴:۱۲

آپلود سلام – عدم مدیریت صحیح، مهم ترین معضل کمبود آب و برق

عدم مدیریت صحیح، مهم ترین معضل کمبود آب و برق

 

به گزارش زاهدنیوز به نقل از عصرهامون، در حالی خبرها حاکی از بحران کم آبی و بی برقی در کشور است و هراز چند گاهی با قطعی های مکرر یا افت فشار آب و برق در اقصی نقاط کشور به ویژه سیستان وبلوچستان مواجه می شویم که مشکل اصلی به عدم مدیریت صحیح برمی گردد.
این روزها هر اندازه که دما سنج از حرارت بیشتر روزهای تابستانی خبر می دهد به همان میزان بحران کم آبی و به دنبال آن تولید برق با مشکل بیشتری مواجه می شود.
در چنین شرایطی عدم مصرف صحیح نیز سبب شده تا فشار آب و برق از نفس بیفتد و زندگی شهروندان را در آستانه بحران قرار دهد.
آستانه بحرانی که برخی عمده دلایل وقوع آن را مصرف بیش از حد انرژی در ساعات پرمصرف روز، خشکسالی و تغییر اقلیم می‌دانند و عده‌ای معتقدند مشکلات کنونی حوزه آب به مدیریت نادرست منابع آبی کشور برمی‌گردد.

وقتی که مایه حیات، مایه شرمندگی می‌شود
در حال حاضر مهم‌ترین معضلات مربوط به این بخش را باید در نبود مدیریت صحیح، نبود آموزش کافی در مصرف آب در صنعت، کشاورزی، مصرف خانگی، هدر رفتن آب‌های سطحی، آب‌های زیرزمینی و مشکلات فنی و فرسودگی تجهیزات جستجو کرد.
در این میان اگرچه مدیران و مسئولان مردم را به رعایت در مصرف آب توصیه کرده و شعار« آب سرمایه ملی است، آن را هدر ندهیم » را سرلوحه نوع مصرف شهروندان قرار داده اند اما بهتر است مسئولان شرکت آب و فاضلاب خود توجه بیشتری به ترمیم لوله های فرسوده آب و توسعه و تجهیز مناسب شبکه توزیع آب داشته باشند چرا که در ماه های اخیر علی رغم افت فشار یا قطعی آب شاهد هدر رفت این مایه حیاط به علت شکستگی لوله در برخی نقاط شهری به مثل کلانشهر زاهدان بودیم که وقوع این موضوع در چندین مرحله باعث نارضایتی شهروندان شده است؛ نارضایتی به این دلیل که چرا با توجه به بحران کم آبی که با آن مواجه هستیم هر از چندگاهی شاهد هدر رفت میلیون ها لیتر آب در کوچه پس کوچه های شهر به علت فرسودگی و یا شکستگی لوله آب باشیم.
اما این اقدام تنها دلیل هدر رفت مایه حیات نیست بلکه آبیاری درختان در ساعات گرم روز توسط شهرداری و مردم، شست وشوی حیات و ماشین یا تمیزکاری محیط خانه با آب فراوان، کشت محصولات آبی مانند هندوانه و غیره از دیگر دلایل عدم مصرف بهینه آب است.
در این راستا می طلبد در بخش کشاورزی با استفاده از بذرهایی که نیاز به آب کمتری دارند، تغییر شیوه کشت محصولات و توسعه گلخانه‌ها از هدررفت آب جلوگیری کرد تا بتوانیم از بحران ایجاد شده عبور کنیم.
چرا که در حقیقت ماجرا «آب وجود دارد اما درست مدیریت نمی شود»؛ و این باعث شده که بعضی نقاط کشور، با کم آبی جدی روبرو شده و بحران آب محتمل باشد.

هرچه پرنورتر بهتر!
ناگفته نماند در این میان نماهای پرنور ساختمان ها، روشنایی بیهوده برخی اصناف، پاساژها و مراکز خرید، ادارات و نهادها در طول شبانه روز، استفاده بیش از حد از وسایل برقی خانگی و صنعتی آن هم در ساعات اوج مصرف و غیره از جمله دلایل افزایش مصرف برق به شمار می رود که کارشناسان بخش انرژی برای کنترل مصرف برق راه حل هایی را ارائه کرده اند که قابل توجه است.
به گفته این کارشناسان بهتر است از لامپ های کم مصرف به جای لامپ های رشته ای استفاده شود زیرا انرژی مصرفی لامپ کم مصرف حدود ۲۰ درصد لامپ رشته ای و عمر آن ۸ برابر لامپ رشته ای است، هنگام خروج از خانه، سیستم های سرمایشی خاموش شود، درجه دمای کولرهای گازی دو تکه (اسپیلت) در فصول گرم روی ۲۶ درجه تنظیم شود، فعالیت های گرمازا مانند شست و شو و اتوکشی در ساعاتی که دمای هوا کمتر است (اول صبح) انجام شود، قرار دادن سایه بان روی کولر می تواند باعث خنک تر شدن خانه شود، برای استفاده بهینه از یخچال و فریزر درجه ترموستات آن در دمای ۳ تا ۵ درجه سانتی گراد تنظیم شود و نوار درزگیر در یخچال و فریزر به طور مرتب بازرسی شده و مواد غذایی گرم، درون یخچال و فریزر قرار نگیرد.
با این وصف و توجه به راهکارهای کاهش مصرف انرژی، خانواده ها می توانند اقتصاد خانواده و انرژی مصرفی را کنترل کنند. با اجرای قانون هدفمندسازی یارانه ها نیز این توجه ضروری تر به نظر می رسد زیرا با افزایش قیمت انرژی ازجمله برق هزینه خانوار افزایش می یابد و کنترل مصرف و توجه به هشدارهای کارشناسی می تواند از زیان اقتصادی خانواده ها جلوگیری کند.

سهم لوازم برقی و روشنایی از مصرف خانگی
۳۰ درصد مصرف برق خانوار صرف روشنایی می شود، ۹ / ۲۵ درصد کولر آبی و گازی، ۹ / ۲۷ درصد یخچال و فریزر، ۸ / ۹ درصد وسایل صوتی و تصویری، ۴ / ۱ درصد ماشین لباسشویی و ۵ درصد هم سایر لوازم.
میزان برق مصرفی در دیگر لوازم خانگی نیز به همین منوال است پس بهتر است با مصرف بهینه راهگشای حل این معضلات باشیم.

انتهای پیام/

Share/Save/Bookmark

 

 

 ارسال در حدود 12 ساعت قبل  ادامه مطلب »
اهتزاز پرچم حرم حضرت معصومه (س) در برج میلاد

تاریخ انتشار : شنبه ۲۳ تير ۱۳۹۷ ساعت ۱۲:۴۱

 

اهتزاز پرچم حرم حضرت معصومه (س) در برج میلاد

 

در این مراسم خدام حرم حضرت معصومه (س) مراسم ویژه چاووشی خوانی خواهند داشت و سپس پرچم حرم آن حضرت را از گالری غربی به سمت گنبد آسمان برج میلاد برده و در این نقطه به اهتزاز در می آورند.

Share/Save/Bookmark

آپلود سلام | پرچم حرم حضرت معصومه (س) همزمان با روز ولادت بانوی کریمه اهل بیت و آغاز دهه کرامت و روز دختر در برج میلاد تهران به اهتزاز در می آید.

 مراسم ویژه اهتزاز حرم حضرت معصومه (س) با حضور خدام حرم آن حضرت فردا یکشنبه ۲۴ تیرماه و همزمان با روز ولادت آن بانو ساعت ۱۹ از نگارخانه غربی برج میلاد آغاز می شود.

در این مراسم خدام حرم حضرت معصومه (س) مراسم ویژه چاووشی خوانی خواهند داشت و سپس پرچم حرم آن حضرت را از گالری غربی به سمت گنبد آسمان برج میلاد برده و در این نقطه به اهتزاز در می آورند.

بر اساس گزارش روابط عمومی برج میلاد، پرچم حرم حضرت معصومه (س) در کنار پرچم های حرم امام رضا (ع) ،حضرت ابوالفضل (ع)، امام حسین (ع)، حضرت زینب (س) و امام علی (ع) در گنبد آسمان برج میلاد به اهتزاز در خواهد آمد.

کلمات کليدی: پرچم ، برج میلاد

 ارسال در حدود 13 ساعت قبل  ادامه مطلب »